سفارش تبلیغ
صبا

رهروان کوی عشق

شهدای کازرون ثامن تم بچه های آسمانی بچه های آسمانی اوقات شرعی یزد محل لوگوی شما محل لوگوی شما

حسین جان!
مولای عزت و شرف و آبرو!
سالها از هنگامه‌ی شوری که برپا کرده‌ای میگذرد و گذر سالها و ماهها و روزها بر چهره‌ی زمین و زمینیان گرد کهنگی نشانده است اما انعکاس خون پاکت در سرخنای غروب هر روز پیداست.
هنوز عطر اقتداری پیچیده در معصومیتی شگرف، خاک کربلا را معطر نگاه داشته است.
و صبحگاه، دست ارادتمند نسیم، از فراز قبه‌ی شریفت از لای پرچم خون رنگش، احساسی بغض آلود را برای چهار گوشه‌ی زمین به تحفه می‌برد.
هنوز ماییم و انتظاری محجوب برای رسیدن محرمت.
مولا جان!
بارها قصه‌ی لیلی و مجنون را خوانده‌ایم، هزار بار قصه‌ی دلدادگی را شنیده‌ایم، هزاران عاشق و معشوق دیده‌ایم،
اما هنوز در شگفتیم؛ این چه حسنی‌ست که لیلی ما دارد، این چه سریست در دلدادگی او، این چه عشقیست که قرنهای قرن عظمت آن، فریاد است و حرارت آن را هیچ واقعه‌ای نکاسته است.
و دیگران آمدند و ماندند و رفتند و جسمهایشان خاک شد و خاکهاشان سبو،
اما هنوز طنین صدای دلبر ماست که بر گوشه گوشه‌ی عالم به پژواک درآمده است که:


هیهات منا الذلة ...



برچسب‌ها: محرم
| سه شنبه 88/9/24 | | 11:31 عصر | | احمد اکرمی |





بازدید امروز: 5
بازدید دیروز: 29
کل بازدیدها: 220100